اقتصاد "دریا محور" راهبردی برای حال و آینده

دوشنبه 26 خرداد 1399 22 بازدید کننده گروه مطالب مفید دریایی

اقتصاد "دریا محور" راهبردی برای حال و آینده

"اقتصاد دریا محور"؛ تعاریف و مفاهیم:
 اقتصاد دریا محور که در اصطلاح جهانی به آن اقتصاد آبی "(  blue  economy ) گفته می شود، در واقع استفاده پایدار از منابع و گستره های آبی اعم از اقیانوسها، دریاها، دریاچه ها سواحل و جزایر، برای رشد اقتصادی، بهبود وضعیت معیشت و ایجاد مشاغل است.

  واژه " اقتصاد آبی"  برگرفته از رنگ آبی گستره های دریایی و در برگیرنده  "کلیه فعالیت های اقتصادی مربوط عرصه های آبی و سواحل و طیفی وسیع از بخشهای مستقر و نوظهور است. 

گستره فعالیت های اقتصادی آبی فراتر فعالیتهای سنتی مانند شیلات، گردشگری و حمل و نقل دریایی تعریف شده و مستلزم صنایع نوظهور از جمله انرژی های تجدید پذیر، آبزی پروری، فعالیت های استخراج در دریا، بیوتکنولوژی و زیست هواشناسی دریایی است.

طبق آمارهای جهانی، ارزش دارایی های اصلی عرصه های آبی بیش از ۲۴ تریلیون دلار برآورد شده و در حال حاضر شیلات بیش از سایر زمینه ها مورد استفاده قرار دارد، بگونه ای که آبزی پروری با عرضه ۵۸ درصد ماهی به بازارهای جهانی سریعترین و حیاتی ترین بخش بهره برداری از این عرصه ها است. 

 نگاهی به وضعیت فعلی و جایگاه ایران در بهره وری از دریا:

 حجم اقتصاد دریا در جهان سالانه بیش از ۱۰۰۰ میلیارد دلار برآورد شده است که این رقم برای کشورمان حدود یک درصد و با احتساب فعالیت‌های نفتی و گازی دریایی بین ۲ تا ۲.۷ درصد است.

  جمهوری اسلامی ایران با برخورداری از  ۱۹۰ هزار کیلومترمربع گستره دریایی و حدود ۵۸۰۰ کیلومتر نوار ساحلی که حدود ۴۰ درصد از مرزهای میهنمان را تشکیل می‌دهد، کشوری دریایی محسوب می شود و از دو سوی شمال و جنوب به دریا دسترسی دارد اما از نظر بهره برداری از این نعمت خدادادی در رتبه های آخر جهان قرار دارد.

طبق آمارهای منتشر شده بین‌المللی هم‌اکنون در اکثر کشورها، سهم حوزه دریا در تولید ناخالص ملی کمتر از ۱۰ درصد نیست که این رقم در کشورهای ساحلی پیشرفته مانند بسیاری از کشورهای اتحادیه اروپا و حتی آسیا به ۵۰ درصد هم می‌رسد.

  مناطق ساحلی بستر فعالیت‌های عظیم اقتصادی و اجتماعی به شمار می‌رود، بگونه ای که حدود دو سوم جمعیت جهان در محدوده ۶۰ کیلومتری حاشیه دریاها استقرار یافته‌اند و بیش از ۸۰ درصد از شهرهای بزرگ جهان که امروزه به عنوان قطب‌های تجاری شناخته می‌شوند، در مناطق ساحلی قرار دارند.

این  این آمار نشان دهنده آن است که گستره های دریایی و به تبع آن  "اقتصاد دریامحور"  ( blue ecnomic )در رشد و رونق کشورها و شهرهای مختلف جهان نقشی مهم و  محوری ایفا می کند.

 طبق آمارهای منتشره در اتحادیه اروپا، اقتصاد آبی در سال ۲۰۱۴ بیش از ۳ میلیون ۳۶۰ هزار نفر را  در این منطقه به خود مشغول کرده است.

این نقش را بطور کلی می توان در بخشهای مختلف از جمله تجارت، حمل و نقل، گردشگری دریایی، شیلات و بهره برداری از منابع طبیعی، انرژی و همکاری های تجاری و اقتصادی در سطوح منطقه ای و بین المللی تقسیم بندی کرد. 

  از طرف دیگر استفاده از سواحل دریا و امواج آن به عنوان منبع تولید برق یا ورزش‌های تفریحی، فعالیت‌های گردشگری در ساحل یا اعماق دریا و آب‌ درمانی از مهمترین منابع اشتغالزایی محسوب می شوند، بطوری که به ازای ایجاد یک شغل در بخش اقتصاد دریایی، چهار شغل جانبی ایجاد می‌شود.

  این درحالیست که بیشترین فعالیت در عرصه های و سواحل آبی کشورمان در محدوده‌های شهری و روستایی مربوط به تأسیسات بندری و نظامی است که این فعالیت ها فقط پنج درصد سواحل را به خود اختصاص داده و ۹۵ درصد ظرفیت ساحلی کشورمان، بدون استفاده باقی مانده است، در حالیکه این مناطق با برخورداری از اهمیت ژئواستراتژیک و ژئواکونومیک در مقیاس جهانی و منطقه‌ای، به‌ عنوان یکی از مهمترین نواحی ارزشمند سیاسی و اقتصادی جهان به شمار می‌رود  و می‌تواند با توسعه مناسب، نقش اقتصادی و سیاسی بالایی در سطوح منطقه‌ای و جهانی ایفا کند.

 فرصت‌های عظیم و بی‌بدیل چهار استان جنوبی با ۴۹۰۰ کیلومتر طول خط ساحلی و ۱۲۹ هزار و ۶۲ روستا و ۱۹۰ شهر و سه استان شمالی با ۸۹۰ کیلومتر خط ساحلی و ۶۵۷۴ روستا و آبادی و ۱۳۹ شهر، در حوزه‌های گردشگری، تجاری، سکونتی، صنایع و شیلات، به دلیل عدم‌توسعه محدوده‌های سکونتی و اقتصادی بلااستفاده مانده است، درحالیکه این مناطق بنا به موقعیت جغرافیایی و طبیعی، نزدیکی به بنادر اصلی آسیا، از منظر تجارت و بازرگانی بین‌المللی نیز بهترین منطقه برای توسعه اقتصادی به شمار می‌روند.

 گستره های آبی در واقع به عنوان یکی از عناصر قدرت سیاسی و ظرفیتهای رشد اقتصادی ایران محسوب می شود به همین جهت کشورمان همواره به عنوان قدرت تاثیرگذار در جهان مطرح بوده است و اکنون این نقش می تواند با برنامه ریزی و طرحهای نوظهور و روزآمد تقویت شود.

 هفت استان ساحلی با جزایر ۱۴گانه و دارا بودن ۲۴.۲ درصد از مساحت کشور ۶.۲۲ درصد از جمعیت کشور را در خود جای داده‌ است که از این میزان فقط ۹ میلیون نفر یعنی حدود ۱۰درصد از جمعیت کشور در حاشیه سواحل مستقر شده‌اند که البته نحوه توزیع نا متوازن جمعیت ساحلی که از یکسو منجر به اشباع جمعیتی در حاشیه دریای خزر شده و از دیگر سو، سبب خالی شدن بخش وسیعی از حاشیه دریای عمان از سکنه شده است.

مناطق آزاد و قابلیت ارائه الگوهای اقتصاد دریا محور

مناطق آزاد از جمله کیش با توجه به قابلیتها و ظرفیتها و قرار گرفتن درقلب عرصه های آبی می تواند ازیک سو بهترین ارائه دهنده الگوهای توسعه و بهره وری از عرصه های آبهای سرزمینی باشد و از دیگر سو به عنوان خط مقدم جنگ اقتصادی و رونق تولید و صادرات نقشی تعیین کننده و تاریخی ایفا کند.

طبق مطالعات انجام شده 90 درصد تجارت و مبادلات کالایی جهان بر حسب تُن توسط حمل و نقل دریایی انجام می شود. اکنون شاید تأثیر اقتصاد دریا بر اقتصاد جهانی ملموس تر شده باشد، که یکی از نمودهای آن، تجارت است. به همین منظور سرمایه گذاری روی حمل و نقل دریایی می تواند بسیار موثر باشد و توسعه ملی را تحت تأثیر قرار دهد. به وضوح می دانیم که حمل و نقل دریایی توسط کشتی ها انجام می شود که این امر به طور مستقیم کشتیرانی و به موازات آن صنعت کشتی سازی را تحت تأثیر قرار می دهد. 

برخی از مزیت های صنعتی کشتی سازی عبارتند از:

صنعت کشتی سازی از اشتغال زایی بالایی برخوردار است و راه اندازی آن می تواند باعث کاهش نرخ بیکاری و ایجاد رشد اقتصادی شود. به عنوان مثال به ازای هر 30000 دلار قرارداد کشتی سازی، یک شغل به طور مستقیم در کارخانه کشتی سازی و به ازای هر شغل ایجاد شده در کارخانه، 5 تا 6 شغل غیر مستقیم در خارج از کارخانه ایجاد می شود. هر کشتی اقیانوس پیما تجاری با وزن باربری تقریبی 40 هزار تن، قیمتی معادل 50 میلیون دلار دارد. بنابراین در صورتی که سالیانه در کل کشور فقط 10 کشتی ساخته شود، 16667 شغل مستقیم و 83333 شغل غیر مستقیم ایجاد خواهد شد.

کشتی سازی صنعتی استراتژیک است. ایران به دلیل موقعیت خاص و راهبردی که در آب های جنوب دارد (وجود خلیج فارس و تنگه هرمز) با تهدیدات زیادی مواجه است. بنابراین برای مقابله با این تهدیدات باید قدرت دفاعی و نظامی خود را در دریا توسعه دهد و این توسعه قدرت، لازمه اش طراحی کشتی ها و ناوگان های نظامی پیشرفته است که توسط خود ایران ساخته شده باشد چون قدرت نظامی هر کشور باید از چشم رقیبان مخفی بماند. این امر خود می تواند باعث توسعه صنعتی کشتی سازی در کشور و به موازات آن توسعه اقتصادی شود.

عامل سوم که می توانیم به اهمیت کشتی سازی تأکید کنیم این است که صنعت کشتی سازی موتور محرک صنعت یک کشور است. اکثر کشورهای دنیا به کشتی سازان خود یارانه پرداخت می کنند. سوالی که پیش می آید این است که دلیل این همه تلاش کشورها برای حفظ و توسعه این صنعت چیست؟ آیا فقط دلیلش اشتغال زایی بالا، استراتژیک بودن آن است؟ شاید این دلایل توجیهی برای این حمایت ها باشد ولی به نظر می رسد باید به دنبال دلیل بسیار محکم تری باشیم. صنعت کشتی سازی دارای استاندارد طراحی، ساخت و تامین تجهیزاتی است که به صورت بین المللی رعایت می شود. به عبارت دیگر کشتی ای که در ایران ساخته می شود، با کشتی ای که در هند، چین، کره، ژاپن و اروپا ساخته می شود چون از ابتدای طراحی تا زمان تحویل گیری توسط یک موسسه بین المللی با قوانین و استانداردهای واحد به صورت مستقیم تحت نظارت است هیچ تفاوت کیفی ای ندارد.

یعنی فقط با ساخت اولین کشتی تجاری تحت نظارت موسسه رده بندی بین المللی می توان ادعا کرد که کشتی ای که در ایران ساخته شده هم تراز با نمونه آلمانی ساخت این کشتی می باشد (چه بسا از نظر کیفیت به دلیل تازه کار بودن ایرانیان و حساسیت بیشتر ناظران موسسات رده بندی، در رتبه بالاتری قرار گیرد.) این در حالی است که پس از گذشت 40 سال از صنعت اتومبیل سازی در ایران و یا صنایع لاستیک سازی، روغن های صنعتی، نساجی، شیشه و بلور و نمی توان بهترین تولیدات ایرانی را حتی با متوسط ترین تولیدکنندگان ناشناخته دنیا مقایسه نمود، چه برسد به تولیدات مثلاً ایران خودرو با مرسدس بنز آلمان.

تجهیزات دریایی ساخته شده، باید گواهینامه موسسه رده بندی بین المللی را برای کارخانه، تولیدات کارخانه و مدیریت آن اخذ کند و باید با زبان بین المللی تجارت و کیفیت آشنا باشد لذا زبان اقتصاد و تجارت بین المللی را نیز شناخته است پس در هر صنعت دیگری نیز می تواند تجهیزات خود را ارائه کند و این دلیل اصلی حمایت بیش از اندازه از صنایع کشتی سازی در کشورها می تواند باشد.

به عبارت دیگر، نه تنها اخذ فقط یک سفارش سبب ارائه سفارشات زیادی به صنایع داخلی می گردد، بلکه سبب می شود که سازندگان داخلی نیز به سمت و سوی بازارهای جهانی، با زبانی مشترک، قیمت و کیفیتی رقابتی و استاندارد بالای دریایی، سوق داده شوند.

کارخانه فولادی که چشم اندازش تولید ورق دریایی است (با استاندارد بین المللی و همیشه تحت کنترل) قطعاً ورق های ساختمانی و معمولی را هم می تواند تولید کند و این است که کشتی سازی می تواند موتور محرک صنایع داخلی هر کشور گردد.

بنابراین می بینیم تنها بخش کوچکی از اقتصاد دریا (صنعت کشتی سازی) چه فوایدی را به دنبال دارد و البته موارد بسیاری به جزء صنعت کشتی سازی وجود دارد که با سرمایه گذاری در آنها می توانیم به رشد و توسعه در اقتصاد دست یابیم. مواردی چون صنعت ماهیگیری، عملکرد و بهره برداری از بنادر، ذخایر و منابع واقع در بستر دریاها، صنایع شیلاتی، تعمیرات کشتی ها و شناورها و…

دلایل زیادی وجود دارد که مانع جدی بر سر راه پیشرفت صنایع دریایی در ایران می باشد. به نظر می رسد مشکلات اساسی برای ورود به اقتصاد دریا در کشور همین موانع کوچک و بزرگ باشد که اگر سعی در رفع آنها شود می توانیم شاهد پیشرفت چشمگیر در این زمینه باشیم

 نقشی راهبردی دارند، این نقش می تواند با اجرای قوانین مقررات مترقی این مناطق و عزمی ملی محقق شود.

مناطق آزاد کشور از جمله منطقه آزاد کیش با توجه به ظرفیت و  قابلیتهای بی بدیل در یک جمع بندی آماده برداشتن خیزی بلند در حوزه اقتصادی آبی است و وقت آن رسیده است که این مهم به عنوان یک گفتمان غالب ملی و راهبردی مورد توجه قرار گیرد و در نظام برنامه ریزی کشور بشکلی تخصصی تاحصول به نتیجه مطلوب پیگیری شود.

 


اقتصاد "دریا محور" راهبردی برای حال و آیندهمرجع کامل آگهی های دریایی ، مارین مارکت6/15/2020"اقتصاد دریا محور"؛ تعاریف و مفاهیم: اقتصاد دریا محور که در اصطلاح جهانی به آن اقتصاد آبی ... "اقتصاد دریا محور"؛ تعاریف و مفاهیم: اقتصاد دریا محور که در اصطلاح جهانی به آن اقتصاد آبی "(  blue  economy ) گفته می شود، در واقع استفاده پایدار از منابع و گستره های آبی اعم از اقیانوسها، دریاها، دریاچه ها سواحل و جزایر، برای رشد اقتصادی، بهبود وضعیت معیشت و ایجاد مشاغل است.  واژه " اقتصاد آبی"  برگرفته از رنگ آبی گستره های دریایی و در برگیرنده  "کلیه فعالیت های اقتصادی مربوط عرصه های آبی و سواحل و طیفی وسیع از بخشهای مستقر و نوظهور است. گستره فعالیت های اقتصادی آبی فراتر فعالیتهای سنتی مانند شیلات، گردشگری و حمل و نقل دریایی تعریف شده و مستلزم صنایع نوظهور از جمله انرژی های تجدید پذیر، آبزی پروری، فعالیت های استخراج در دریا، بیوتکنولوژی و زیست هواشناسی دریایی است.طبق آمارهای جهانی، ارزش دارایی های اصلی عرصه های آبی بیش از ۲۴ تریلیون دلار برآورد شده و در حال حاضر شیلات بیش از سایر زمینه ها مورد استفاده قرار دارد، بگونه ای که آبزی پروری با عرضه ۵۸ درصد ماهی به بازارهای جهانی سریعترین و حیاتی ترین بخش بهره برداری از این عرصه ها است.  نگاهی به وضعیت فعلی و جایگاه ایران در بهره وری از دریا: حجم اقتصاد دریا در جهان سالانه بیش از ۱۰۰۰ میلیارد دلار برآورد شده است که این رقم برای کشورمان حدود یک درصد و با احتساب فعالیت‌های نفتی و گازی دریایی بین ۲ تا ۲.۷ درصد است.  جمهوری اسلامی ایران با برخورداری از  ۱۹۰ هزار کیلومترمربع گستره دریایی و حدود ۵۸۰۰ کیلومتر نوار ساحلی که حدود ۴۰ درصد از مرزهای میهنمان را تشکیل می‌دهد، کشوری دریایی محسوب می شود و از دو سوی شمال و جنوب به دریا دسترسی دارد اما از نظر بهره برداری از این نعمت خدادادی در رتبه های آخر جهان قرار دارد.طبق آمارهای منتشر شده بین‌المللی هم‌اکنون در اکثر کشورها، سهم حوزه دریا در تولید ناخالص ملی کمتر از ۱۰ درصد نیست که این رقم در کشورهای ساحلی پیشرفته مانند بسیاری از کشورهای اتحادیه اروپا و حتی آسیا به ۵۰ درصد هم می‌رسد.  مناطق ساحلی بستر فعالیت‌های عظیم اقتصادی و اجتماعی به شمار می‌رود، بگونه ای که حدود دو سوم جمعیت جهان در محدوده ۶۰ کیلومتری حاشیه دریاها استقرار یافته‌اند و بیش از ۸۰ درصد از شهرهای بزرگ جهان که امروزه به عنوان قطب‌های تجاری شناخته می‌شوند، در مناطق ساحلی قرار دارند.این  این آمار نشان دهنده آن است که گستره های دریایی و به تبع آن  "اقتصاد دریامحور"  ( blue ecnomic )در رشد و رونق کشورها و شهرهای مختلف جهان نقشی مهم و  محوری ایفا می کند. طبق آمارهای منتشره در اتحادیه اروپا، اقتصاد آبی در سال ۲۰۱۴ بیش از ۳ میلیون ۳۶۰ هزار نفر را  در این منطقه به خود مشغول کرده است.این نقش را بطور کلی می توان در بخشهای مختلف از جمله تجارت، حمل و نقل، گردشگری دریایی، شیلات و بهره برداری از منابع طبیعی، انرژی و همکاری های تجاری و اقتصادی در سطوح منطقه ای و بین المللی تقسیم بندی کرد.   از طرف دیگر استفاده از سواحل دریا و امواج آن به عنوان منبع تولید برق یا ورزش‌های تفریحی، فعالیت‌های گردشگری در ساحل یا اعماق دریا و آب‌ درمانی از مهمترین منابع اشتغالزایی محسوب می شوند، بطوری که به ازای ایجاد یک شغل در بخش اقتصاد دریایی، چهار شغل جانبی ایجاد می‌شود.  این درحالیست که بیشترین فعالیت در عرصه های و سواحل آبی کشورمان در محدوده‌های شهری و روستایی مربوط به تأسیسات بندری و نظامی است که این فعالیت ها فقط پنج درصد سواحل را به خود اختصاص داده و ۹۵ درصد ظرفیت ساحلی کشورمان، بدون استفاده باقی مانده است، در حالیکه این مناطق با برخورداری از اهمیت ژئواستراتژیک و ژئواکونومیک در مقیاس جهانی و منطقه‌ای، به‌ عنوان یکی از مهمترین نواحی ارزشمند سیاسی و اقتصادی جهان به شمار می‌رود  و می‌تواند با توسعه مناسب، نقش اقتصادی و سیاسی بالایی در سطوح منطقه‌ای و جهانی ایفا کند. فرصت‌های عظیم و بی‌بدیل چهار استان جنوبی با ۴۹۰۰ کیلومتر طول خط ساحلی و ۱۲۹ هزار و ۶۲ روستا و ۱۹۰ شهر و سه استان شمالی با ۸۹۰ کیلومتر خط ساحلی و ۶۵۷۴ روستا و آبادی و ۱۳۹ شهر، در حوزه‌های گردشگری، تجاری، سکونتی، صنایع و شیلات، به دلیل عدم‌توسعه محدوده‌های سکونتی و اقتصادی بلااستفاده مانده است، درحالیکه این مناطق بنا به موقعیت جغرافیایی و طبیعی، نزدیکی به بنادر اصلی آسیا، از منظر تجارت و بازرگانی بین‌المللی نیز بهترین منطقه برای توسعه اقتصادی به شمار می‌روند. گستره های آبی در واقع به عنوان یکی از عناصر قدرت سیاسی و ظرفیتهای رشد اقتصادی ایران محسوب می شود به همین جهت کشورمان همواره به عنوان قدرت تاثیرگذار در جهان مطرح بوده است و اکنون این نقش می تواند با برنامه ریزی و طرحهای نوظهور و روزآمد تقویت شود. هفت استان ساحلی با جزایر ۱۴گانه و دارا بودن ۲۴.۲ درصد از مساحت کشور ۶.۲۲ درصد از جمعیت کشور را در خود جای داده‌ است که از این میزان فقط ۹ میلیون نفر یعنی حدود ۱۰درصد از جمعیت کشور در حاشیه سواحل مستقر شده‌اند که البته نحوه توزیع نا متوازن جمعیت ساحلی که از یکسو منجر به اشباع جمعیتی در حاشیه دریای خزر شده و از دیگر سو، سبب خالی شدن بخش وسیعی از حاشیه دریای عمان از سکنه شده است.مناطق آزاد و قابلیت ارائه الگوهای اقتصاد دریا محورمناطق آزاد از جمله کیش با توجه به قابلیتها و ظرفیتها و قرار گرفتن درقلب عرصه های آبی می تواند ازیک سو بهترین ارائه دهنده الگوهای توسعه و بهره وری از عرصه های آبهای سرزمینی باشد و از دیگر سو به عنوان خط مقدم جنگ اقتصادی و رونق تولید و صادرات نقشی تعیین کننده و تاریخی ایفا کند.طبق مطالعات انجام شده 90 درصد تجارت و مبادلات کالایی جهان بر حسب تُن توسط حمل و نقل دریایی انجام می شود. اکنون شاید تأثیر اقتصاد دریا بر اقتصاد جهانی ملموس تر شده باشد، که یکی از نمودهای آن، تجارت است. به همین منظور سرمایه گذاری روی حمل و نقل دریایی می تواند بسیار موثر باشد و توسعه ملی را تحت تأثیر قرار دهد. به وضوح می دانیم که حمل و نقل دریایی توسط کشتی ها انجام می شود که این امر به طور مستقیم کشتیرانی و به موازات آن صنعت کشتی سازی را تحت تأثیر قرار می دهد. برخی از مزیت های صنعتی کشتی سازی عبارتند از:صنعت کشتی سازی از اشتغال زایی بالایی برخوردار است و راه اندازی آن می تواند باعث کاهش نرخ بیکاری و ایجاد رشد اقتصادی شود. به عنوان مثال به ازای هر 30000 دلار قرارداد کشتی سازی، یک شغل به طور مستقیم در کارخانه کشتی سازی و به ازای هر شغل ایجاد شده در کارخانه، 5 تا 6 شغل غیر مستقیم در خارج از کارخانه ایجاد می شود. هر کشتی اقیانوس پیما تجاری با وزن باربری تقریبی 40 هزار تن، قیمتی معادل 50 میلیون دلار دارد. بنابراین در صورتی که سالیانه در کل کشور فقط 10 کشتی ساخته شود، 16667 شغل مستقیم و 83333 شغل غیر مستقیم ایجاد خواهد شد.کشتی سازی صنعتی استراتژیک است. ایران به دلیل موقعیت خاص و راهبردی که در آب های جنوب دارد (وجود خلیج فارس و تنگه هرمز) با تهدیدات زیادی مواجه است. بنابراین برای مقابله با این تهدیدات باید قدرت دفاعی و نظامی خود را در دریا توسعه دهد و این توسعه قدرت، لازمه اش طراحی کشتی ها و ناوگان های نظامی پیشرفته است که توسط خود ایران ساخته شده باشد چون قدرت نظامی هر کشور باید از چشم رقیبان مخفی بماند. این امر خود می تواند باعث توسعه صنعتی کشتی سازی در کشور و به موازات آن توسعه اقتصادی شود.عامل سوم که می توانیم به اهمیت کشتی سازی تأکید کنیم این است که صنعت کشتی سازی موتور محرک صنعت یک کشور است. اکثر کشورهای دنیا به کشتی سازان خود یارانه پرداخت می کنند. سوالی که پیش می آید این است که دلیل این همه تلاش کشورها برای حفظ و توسعه این صنعت چیست؟ آیا فقط دلیلش اشتغال زایی بالا، استراتژیک بودن آن است؟ شاید این دلایل توجیهی برای این حمایت ها باشد ولی به نظر می رسد باید به دنبال دلیل بسیار محکم تری باشیم. صنعت کشتی سازی دارای استاندارد طراحی، ساخت و تامین تجهیزاتی است که به صورت بین المللی رعایت می شود. به عبارت دیگر کشتی ای که در ایران ساخته می شود، با کشتی ای که در هند، چین، کره، ژاپن و اروپا ساخته می شود چون از ابتدای طراحی تا زمان تحویل گیری توسط یک موسسه بین المللی با قوانین و استانداردهای واحد به صورت مستقیم تحت نظارت است هیچ تفاوت کیفی ای ندارد.یعنی فقط با ساخت اولین کشتی تجاری تحت نظارت موسسه رده بندی بین المللی می توان ادعا کرد که کشتی ای که در ایران ساخته شده هم تراز با نمونه آلمانی ساخت این کشتی می باشد (چه بسا از نظر کیفیت به دلیل تازه کار بودن ایرانیان و حساسیت بیشتر ناظران موسسات رده بندی، در رتبه بالاتری قرار گیرد.) این در حالی است که پس از گذشت 40 سال از صنعت اتومبیل سازی در ایران و یا صنایع لاستیک سازی، روغن های صنعتی، نساجی، شیشه و بلور و نمی توان بهترین تولیدات ایرانی را حتی با متوسط ترین تولیدکنندگان ناشناخته دنیا مقایسه نمود، چه برسد به تولیدات مثلاً ایران خودرو با مرسدس بنز آلمان.تجهیزات دریایی ساخته شده، باید گواهینامه موسسه رده بندی بین المللی را برای کارخانه، تولیدات کارخانه و مدیریت آن اخذ کند و باید با زبان بین المللی تجارت و کیفیت آشنا باشد لذا زبان اقتصاد و تجارت بین المللی را نیز شناخته است پس در هر صنعت دیگری نیز می تواند تجهیزات خود را ارائه کند و این دلیل اصلی حمایت بیش از اندازه از صنایع کشتی سازی در کشورها می تواند باشد.به عبارت دیگر، نه تنها اخذ فقط یک سفارش سبب ارائه سفارشات زیادی به صنایع داخلی می گردد، بلکه سبب می شود که سازندگان داخلی نیز به سمت و سوی بازارهای جهانی، با زبانی مشترک، قیمت و کیفیتی رقابتی و استاندارد بالای دریایی، سوق داده شوند.کارخانه فولادی که چشم اندازش تولید ورق دریایی است (با استاندارد بین المللی و همیشه تحت کنترل) قطعاً ورق های ساختمانی و معمولی را هم می تواند تولید کند و این است که کشتی سازی می تواند موتور محرک صنایع داخلی هر کشور گردد.بنابراین می بینیم تنها بخش کوچکی از اقتصاد دریا (صنعت کشتی سازی) چه فوایدی را به دنبال دارد و البته موارد بسیاری به جزء صنعت کشتی سازی وجود دارد که با سرمایه گذاری در آنها می توانیم به رشد و توسعه در اقتصاد دست یابیم. مواردی چون صنعت ماهیگیری، عملکرد و بهره برداری از بنادر، ذخایر و منابع واقع در بستر دریاها، صنایع شیلاتی، تعمیرات کشتی ها و شناورها و…دلایل زیادی وجود دارد که مانع جدی بر سر راه پیشرفت صنایع دریایی در ایران می باشد. به نظر می رسد مشکلات اساسی برای ورود به اقتصاد دریا در کشور همین موانع کوچک و بزرگ باشد که اگر سعی در رفع آنها شود می توانیم شاهد پیشرفت چشمگیر در این زمینه باشیم نقشی راهبردی دارند، این نقش می تواند با اجرای قوانین مقررات مترقی این مناطق و عزمی ملی محقق شود.مناطق آزاد کشور از جمله منطقه آزاد کیش با توجه به ظرفیت و  قابلیتهای بی بدیل در یک جمع بندی آماده برداشتن خیزی بلند در حوزه اقتصادی آبی است و وقت آن رسیده است که این مهم به عنوان یک گفتمان غالب ملی و راهبردی مورد توجه قرار گیرد و در نظام برنامه ریزی کشور بشکلی تخصصی تاحصول به نتیجه مطلوب پیگیری شود. 5.0

دسته بندی خبرها

محصول مورد نظر با موفقیت به سبد خرید شما اضافه گردید